تبليغاتX
::: tabrizestan >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

**********
آرشیو موضوعی

دل نوشته ها
کتا بهایم

**********
آرشیو نوشته های قبلی

شهریور 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

**********

همراهان

سایت شخصی خوذم
پله پله تا ملاقات خدا
لوح سپید
شقايق
پژوهش آذربایجان

.

.

.

.

.

web designer
webdesigner
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

 

 


 

 

 

 

 

سجده در محراب شفق

++++++++++++++++++++ دل نوشته ها +++++++++++++++++++++


شهریار ملک سخن

سانجیر منی بو فیشقا چالانلاردا شهریار

من نئیله ییم کی فیشقایا بنزر ایلان سسی

ترجمه:

 می آزاردم صدای صوتک این قوم پر هیاهو

چه کنم که فش فش مار را مانندست صوت صوتک آدمی

برای شهریاری که اینک بیش از پیش

 نیازمند نگاه نافذتر از آهنش هستیم.

 تک منادی بازگشت به اصالت از کف داده ی ما

 که شفافتر از محمد عاکف و اقبال لاهوری داد سخن داده است

 در تنهایی تحمیلی در کوران تجلیل هایی

که شاهین اوج گرفته ی روح و ذوقش را می آزرد.

 

بوردا بیر شئر داردا قالیب باغیریر

مروتسیز انسانلاری چاغیریر

که:

شیر بیشه ی ادب و عرفان

اینک اینجا

تنگنای تنهاییش را می زید

و انسان های بی مروت را

به مروت می خواند.

و دیگر اینکه

 او خویش را در محراب شفق به سجده می نگرد هماره.

 

  نوشته شده توسط مهدی نعلبندی در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 21:10

...... |     |......

 

 

 

 

 

سفر ... حیرت و...

++++++++++++++++++++ دل نوشته ها +++++++++++++++++++++


 

 

راهی سفرم .

و باز هم حیرتی

و باز هم حیرتی

و باز هم حیرتی

 که همزاد من است با من و  آمده است سراغم.

من که روزی و روزگاری نبودم و اینک هستم؟!

ساکن دیار هستی.

وارلیق اولکه سی نین یورغون یولچوسو.

صدای شهریار هم پیچیده فضا را که:

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

 

این قالب تازه را هم دوست عزیزی برایم هدیه کرده که پله ها را می شمارد یک به یک

و می رود به سوی مقصدی که هنوز نیافته است به گمانم.

 

  نوشته شده توسط مهدی نعلبندی در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 1:2

...... |     |......

 

 

 

 

 

باکو از نگاه من

++++++++++++++++++++ کتا بهایم +++++++++++++++++++++


این یکی از کتاب های منه.

 مربوط میشه به سفرم در سال ۸۰ به جمهوری آذربایجان.

از مطالبش هم اینجا هم در سایت شخصی خودم میذارم.

اگه دوست داشتین یا حتی نداشتین

خوشحال میشم نظرتونو بدونم.

کتابم

  نوشته شده توسط مهدی نعلبندی در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 1:41

...... |     |......

 

 

 

 

 

همیشه استاد

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


 

برای او که همیشه استاد است

 و اینک

در سالگرد فراقش داغدارم.

و برای دوستانم محسن و مرتضی که یادگاران اویند.

 ostad

حاج ابراهیم بخت شکوهی یکی از اساتید بنام خوشنویسی در تبریز  که امروزه تبریز و آذربایجان به وجود ایشان افتخار می کند . ایشان در تمام خطوط مهارت داشته  بخصوص در شکستهء نستعلیق و خط تحریر شاید نمونهء ایشان در ایران نباشد و یا نادر باشد.

استاد بخت شکوهی این گونه به معرفی خود می پردازد:

« من ابراهیم بخت شکوهی هستم و لرزومی نمی بینم که خود را بیشتر معرفی کنم چرا که حس جاه طلبی ندارم متولد 1320 در محلهء امیرخیز( امیر قیز) تبریز هستم. از کودکی به هنر خوشنویسی عشق می ورزیدم و قبل از اینکه به مدرسه بروم این هنر را تقلید می کردم. خوشبختانه در آن زمان کتابها دستنویس بودند و اساتید بزرگی مثل استاد کاوه و استاد بوذری اینها را می نوشتند و ما از روی آنها اقتباس می کردیم و می نوشتیم. در نتیجه همه به سوی خوشنویسی روی می آوردند، از پنجم ابتدائی به بعد، معلم خوشنویسی داشتیم. برادر مرحوم هریسی(حسین هریسی) به ما خوش نوشتن را آموزش می داد.در آن زمان خط خوشنویسی خط تحریری بود و مرحوم طاهر خوشنویس،هریسی و آقای چهره نگار رسم الخطهایی داشتند که ما از روی آنها می نوشتیم و آنها اصلاح می کردند.بعد از اتمام دبیرستان چون در روستا بودیم، به معلمی رو آوردم. در نتیجه در اوقات فراغت از روی نوشته های اساتید تقلید می کردیم . بعد از مدتی درسال 1354 از محضر آقای رسام نیز استفاده کردم. بعد استاد امیر خانی به مدت سه سال به تبریز آمد و درهر سال به مدت یک ماه ودر 12 جلسه خط نستعلیق را خدمت ایشان تکمیل کردم. با تاًیید صاحب نظران، خطوط نسخ، ثلث، شکستهء نستعلیق و شکستهء تحریری را در حد قابل قبول می نویسم بعد امتحان دادیم و من در ایران به مقام اول رسیدم. به تهران رفتم و در آنجا مرا در درجهء عالی قبول کردند و اعلام کردند که می توانم در تبریز کلایتشکیل دهم. در سال 1357 این کلاس  را تشکیل دادیم. در آن زمان سرپرستی این کلاسها به عهدهء آقای رسام بود.

  نوشته شده توسط مهدی نعلبندی در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 2:37

...... |     |......