
سانجیر منی بو فیشقا چالانلاردا شهریار
من نئیله ییم کی فیشقایا بنزر ایلان سسی
ترجمه:
می آزاردم صدای صوتک این قوم پر هیاهو
چه کنم که فش فش مار را مانندست صوت صوتک آدمی
برای شهریاری که اینک بیش از پیش
نیازمند نگاه نافذتر از آهنش هستیم.
تک منادی بازگشت به اصالت از کف داده ی ما
که شفافتر از محمد عاکف و اقبال لاهوری داد سخن داده است
در تنهایی تحمیلی در کوران تجلیل هایی
که شاهین اوج گرفته ی روح و ذوقش را می آزرد.
بوردا بیر شئر داردا قالیب باغیریر
مروتسیز انسانلاری چاغیریر
که:
شیر بیشه ی ادب و عرفان
اینک اینجا
تنگنای تنهاییش را می زید
و انسان های بی مروت را
به مروت می خواند.
و دیگر اینکه
او خویش را در محراب شفق به سجده می نگرد هماره.