تبليغاتX
::: tabrizestan >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونیک

آرشیو وبلاگ

**********
آرشیو موضوعی

دل نوشته ها
کتا بهایم

**********
آرشیو نوشته های قبلی

شهریور 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386

**********

همراهان

سایت شخصی خوذم
پله پله تا ملاقات خدا
لوح سپید
شقايق
پژوهش آذربایجان

.

.

.

.

.

web designer
webdesigner
برای درخشش دوباره اش
با همدیگر دعا میکنیم
..............

 

 

 

 


 

 

 

 

 

برای دل خودم

++++++++++++++++++++ دل نوشته ها +++++++++++++++++++++


کویر تنهایی من

 

امشب تلویزیون بهزاد را نشان می داد

و من باز یاد روزهایی افتادم که با او بودم در تفحص

 و با انگشتان خود از زیر خروارها خاک و سنگ قلوه

 نه پیکر شهدا را که وجود گمشده خود را می جستم.

و پیشتر از بهزاد با حاج رحیم.

یادم هست یک بار رحیم به من گفت:

 مهدی!!!

 تو حتی آنجا هم نتوانستی خودت را فراموش کنی!!!

 و چه زیبا زد به برجک نداشته ی من این حاجی!

و اینک پس از چندین سال

 باز خود را می جویم.

 در قبری تنگ و تاریک و سرد

 و زیر خروارها خاک که تا سر بر می کنم

به تلنگر سنگی سخت که حایل من است با دنیای پیرامونم

باز میگردو به زندان خویشتن خویش.

این المفر؟!!!

این المفر؟!!!

این المفر؟!!!

این المفر؟!!!

این المفر؟!!!

این المفر؟!!!

  نوشته شده توسط مهدی نعلبندی در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 0:55

...... |     |......